1396/07/04
جاذبه های گردشگری استان خوزستان

شوش، شوشییانا و سوزیانا مرکز حکومت شهر عیلام بوده که بنای عظیم معبد پنج طبقه « زیگورات چغازنبیل » در نواحی این شهر هم اکنون یکی از بناهای عظیم خاورمیانه است که با دیوارهای تو در تو و هزاران خشت و آجر بر تپه ای بنا شده و کتیبه های آجرین با خط میخی ایلامی قدمت این بنا را آشکار می سازد.

این بنا که معبدی مذهبی برای نیایش بوده به یاد « اینشوشیناک » خدای حامی شهر شوش ساخته شده است . شهر عظیم شوش به وسیله پادشاه آشوری، « آشوربانی پال » ویران گردید تا آنکه با تلاش هخامنشیان و برپائی کاخهای زمستانی به عنوان پایتخت، بار دیگر رونق گذشته خود را به دست آورد .

دزفول یا « دژپل » و به روایت محلی « دس بیل » یکی از آبادترین شهرهای انی استان بوده که چه به لحاظ تاریخی و چه به لحاظ اقتصادی و کشاورزی رونق و رواج شایان توجهی در این استان داشته است . وجه تسمیه « دزفول » به سبب پلی می باشد که در این شهر با دوازده طاق و چشمه بر روی رودخانه دز به روزگار شاپور اول ساسانی بنا شده است . البته محققینی ، همچون : « اصطخری » آن را پل « اندامش » نیز نام نهاده اند که وجه تسمیه شهر اندیمشک کنونی را تشکیل می دهد. در قرن چهارم هجری شهر دزفول به « قصر روناش » معروف بوده و « مقدسی » مورخ سرشناس از آن به نام شهر « قنطره » یعنی « پل » یاد می کند . شبکه های عالی آبیاری و به کارگیری و مهار آب در جهت تولید انرژی به زیباترین شکلی برای آسیاب کردن غذای عشایر و ساکنین منطقه در بستر رود خروشان دز در نزدیکی پل خلاقیت های ویژه معماری این منطقه را می رساند. همچنین معماران دزفولی در ساخت قلعه شوش و قلاع دیگر استان سرآمد بوده اند. دزفول به زراعت « نیل » جهت رنگ آمیزی و پرورش قلم نی شهره بوده که این فرآورده تا هند و قسطنطیه نیز صادر می شده است . این شهر برای برقراری ارتباط بین پایتخت جدید یعنی جندی شاپور و شوشتر ساخته شد و پل آن بر رودخانه دز هم اکنون نیز قابل استفاده است و مردم این شهر هنوز از آن آمدوشد می کنند.

آرامگاه « دانیال نبی » از پیامبران بنی اسرائیل، معاصر و مورد توجه کوروش هخامنشی که در زمان داریوش به وزارت رسید، در دامنه های تپه « آکروپولیس » بر کنار رود « شاوور» قرار دارد. به نظر می رسد، دانیال نبی هنگامی که به دستور داریوش برای بازدید و زیارت به بیت المقدس می رفت در همین محل در گذشت و در شهر شوش به خاک سپرده شد. هم چنین آرامگاه یعقوب لیث صفاری – که علیه ظلم و ستم خلفای عباسی به پا خاست و در شاه آباد خوزستان به علت بیماری در گذشت- در اطراف شهر دزفول با نام استعاری « شاهزاده ابوالقاسم » در این بقعه مدفون است.

اما شوشتر به فاصله ای نه چندان دور، در همین جغرافی، شهری عظیم و قابل توجه است که آب رودخانه پیش از ورود به شهر به دو شاخه تقسیم می شود: شاخه « گرگر » کارون که از داخل شهر عبور می کند، آبشارهای زیبایی را تشکیل می دهد و بسیاری از تأسیسات آبرسانی قدیم همچون : آسیاب ها، کانالهای پل ، سدبندها، بندها و آبشارها برای آن ساخته شده بوده که از عجایب روزگار به شمار می روند و شاخه دیگر « چهاردانگه » است که از غرب به سوی جنوب شوشتر جریان داشته و در محلی به نام « بند قیر » مجدداً به هم پیوند می خورد. شوشتر هم در دوران پیش از اسلامی و هم پس از اسلام رونق فراوانی داشته و همچون دزفول به لحاظ معماری و بافت سنتی شهر و ویژگیهای بومی در معماری محلی، می تواند نقش مهمی را در جلب سیاح داشته باشد. بافت سنتی شهر و ویژگیهای بومی در معماری محلی، می تواند نقش مهمی را در جلب سیاح داشته باشد . بافت سنتی معماری این شهر کاملاً متراکم و فشرده است و کوچه های باریک و دیوارهای بلند و گذرگاههای تنگ که همگی با گذر از « سعباط » ها یا سایه بان ها به میدانچه های اصلی شهر ختم می شوند، زیبایی کم نظیری دارند. « سعباط » ها علاوه بر ایجاد فضاهای خنک در معابر ، ارتباط دو منزل را در فواصل مختلف ایجاد کرده و علاوه بر پیوند معماری، زمینه ای را برای ارتباط و ساخت طبقات بیشتر فراهم می آورده است . همه این گذرگاهها با پیچ و شکستگیهای مختلف ضمن آنکه چاره ای برای گریز از گرما و هدایت جریان باد به کوچه پس کوچه ها و دهلیز و خانه ها بوده، محلات مختلف شهر را با پرداختی زیبا و دلفریب به دروازه ها و مدخل های ورودی شهر مرتبط می ساخته است بافت معماری یکدست و همگون با بهره گیری از مصالح بومی و منطقه ای یعنی آجر و خلق نقشهای زیبا و ابتکاری تحت عنوان « خوون چینی » بر سر در بناها ، جلوه های خوشایندی را در معماری منطقه ایجاد کرده که از جنبه های مختلف قابل توجه و دقت است . به طور کلی، شکل و ترکیب این دو شهر تابع تناسب زمین، موقعیت صخره ها و پستی و بلندی های خاک و جریان رودخانه هاست . به این ترتیب ارتباطی هنرمندانه با عناصر طبیعی را در جهت خلق فضاهای معماری که در شهرهای دیگر استان یافت نمی شود ایجاد کرده است. دزفول و شوشتر به لحاظ به کارگیری معماری آجر و آسیابهای آبی ابداعات ویژه ای دارند.

شوشتر در گویش و اصطلاحات محلی به شهر « چهل پیر » معروف است. زیرا در آن بقاع متبرکه، امامزاده ها و مساجد و تکیه های بسیار به چشم می خورد. مسجد جامع شوشتر که یکی از دیدنی ترین مساجد ایران است در این شهر قرار دارد و از کتیبه های آن چنین استنباط می شود که خلفای عباسی در زمان امام حسن عسگری (ع) به ساخت آن اقدام نموده و پس از آن تکمیل و ترمیم شده است . این مسجد با 54 ستون در ایوان و طاقهای موسوم به رومی تأثیر فرهنگ دیرینه ایران و معماری محلی منطقه را با سقفها، گچبری ها، کنده کاریها ، و مناره ها و آجرکاریهای پر نقش ملهم از فرهنگ اسلامی در قالبی ارزشمند و زیبا به منصه ظهور رسانده است. هم چنین بقعه امامزاده عبدالله یکی از زیباترین بناهای شوشتر با نقشهای ویژه و پلکانها و نوشته هایی بر قطعات سنگی و کاشیها و لچکها و ستونهای بسیار بر بالای تپه ای مشرف بر شهر شوشتر و بقعه براء بن مالک انصاری که در واقع قدیمی ترین مقبره اسلامی در ایران به شمار می رود. قابل ذکر است او یکی از صحابه دلاور پیامبر بود که هنگام فتح شوشتر کشته شد و آرامگاه او در شمال شهر مقابل قلعه سلاسل قرار دارد. از شهر تاریخی و فرهنگی شوشتر علما، مجتهدین وشخصیتهای برجسته ای همچون قاضی نوراله شوشتری، شیخ مجتهد شوشتری و شیخ محمد تقی شوشتری برخاسته اند.

خوزستان به لحاظ دیرینگی و پشینه آثار تاریخی و باستانی یکی از پر اهمیت ترین مناطق کشور است که قابلیت های فراوانی برای بررسی و مطالعه پژوهشگران و جهانگردان ایرانی و خارجی دارد. علاوه بر اهواز، شوش، دزفول و شوشتر باید تمدنهای « عیلام نور» را در مسجد سلیمان، بهبهان و ایذه جستجو کرد که قدمت دیرپایی در فرهنگ این دیار داشته و آثار متفاوتی را از جمله سنگ نوشته ها و حکاکیهای متفاوت از خود به جای گذاشته اند. « ایذه » یا « ایذج » در شمال شرقی خوزستان پایتخت اتابکان لر، از جمله شهرهای دیگر خوزستان است که در میانه کوهستان با آب و هوائی معتدل و طبیعتی سرسبز واقع است و استعداد فراوانی برای کشاورزی دارد. این شهر یکی از اهداف مهم سپاهیان اسلام بوده و در دورانهای مختلف تاریخ دارای رونق بسزایی بوده است. پل « خده زاد » که یکی از پلهای عجیب دنیا به شمار می رود در این شهر قرار داشته که به نام مادر اردشیر بابکان با پایه هایی از سرب مذاب ساخته شده و 104 ذرع ارتفاع داشته است. این بطوطه جهانگرد مراکشی که در قرن هشتم هجری از این شهر دیدن کرده، به خانقاه ها، کاروانسراها و قناتها و قلعه مدرسه های بسیاری در این شهر اشاره می کند . لسان الغیب، حافظ شیرازی در غزلیات خود صحرای « ایذج » را به زیبایی معرفی می نماید.

بعد از این نشگفت اگر با نکهت خلق خوشت

خیزد از صحرای  « ایذج »  نافه  مشک   ختن

 

کتیبه های منقوش و سنگی « اشکفت سلمان » و « کولفره » یادگار تمدنهای عیلام نو است که قدمت آن به سه هزار سال می رسد . مجسمه مفرغی « مرد پارتی » که هم اکنون در موزه ایران باستان نگهداری می شود، از منطقه « شمی » واقع در این ناحیه به دست آمده است.

« مسجد سلیمان » دیگر شهر بختیاری نشین خوزستان است که علاوه بر آتشکده ها و معابد باستانی، همچون : « سر مسجد و برد نشانده » و ... اطراق گاه زمستانی ایل بزرگ بختیاری بوده که اولین چاه نفت ایران به وسیله « ویلیام ناکس دارسی » و شرکت انگلیسی به منظور عملیات اکتشافی نفت در آنجا حفاری شد و این شهر به صورت یک منطقه نفتی و صنعتی در آمد.

« بهبهان » با صحراهای حاصلخیز و تپه ماهورها و ارتفاعات بلند و کوتاه و بخشهای کوهستانی و جلگه ای ، شهری قدیمی است که سابقه آن به دورانهای عیلامی و پس از آن به دوره ساسانی می رسد. کشف جام برنزی « کیدین هوتران » موسوم به « جام زندگی » با 16 لایه متفاوت و نقوش داستانگویی و تابوت مفرغی و پارچهای متفاوت در حفاریهای باستان شناسی در سالهای اخیر در این منطقه، سابقه این دیار را آشکارتر می سازد.

شهر « ارگان » یا « ارجان » یا « ابرقباد » ، که به وسیله ، قباد پادشاه ساسانی، برپا شده، در ده کیلومتری شهر بهبهان فعلی قرار داشته است. بهبهان هم اکنون نیز یکی از مراکز عمده تجاری و اقتصادی عشایر منطقه می باشد و به لحاظ اعتقادی، بافتی مذهبی و سنتی دارد. روحانیون برجسته ای همچون آیت الله بهبهانی – که در صدر مشروطیت در مقام مجاهدت برآمد و همپا با انقلابیون و مجاهدان در شکل گیری نهضت مشروطیت نقش بسزایی داشت – و نیزآیت الله وحید بهبهانی و ادبا و شاعران فرهیخته دیگر از این خطه برخاسته اند.

اما « رامهرمز» ، شهری میان دو بخش جنوبی و شمالی استان خوزستان خطه ای آباد و پراهمیت بوده که « سلمان فارسی » صحابه شفیق پیامبر در این دیار زاده شده است. این شهر در دوره ساسانی رونق بسیاری داشته و بنای آن را به هرمز اول پادشاه ساسانی، نسبت می دهند. پرورش کرم ابریشم ، پارچه های زیبا، عطریات و حصیربافی و کتابخانه بزرگی در این دیار شاخصه های تاریخی این شهر را تشکیل می دهند.

از سوی دیگر آبادان در جنوب غربی این استان زرخیز جایگاه و منزلت ویژه ای دارد. در تجزیه و تحلیل واژه آبادان می توان به معنی محلی برای « پاسداری و نگهبانی از آب » رسید و بطلیموس پدر جغرافیای یونان نام « آرپفانا » و « آپفادانا » را برای آبادان به کار می برد. واژه « عبادان » که در دوره های اخیر به آبادان استناد می شد معرب همان واژه است .

در آبادان، عمارت و آبادانی زیادی به چشم می خورد که می توان به رباطها و خانقاه و مدرسه ها و مساجد متعدد استناد کرد. هم چنین مقبره ای منسوب به حضرت خضر و الیاس در اطراف رود بهمنشیر وجود دارد که به همین سبب، عرب زبانان آبادان را « جزیره الخضر » می گفته اند . آبادان لنگرگاه مناسبی برای کشتی های تجاری بوده و علاوه بر جنبه های صنعتی نظیر پالایشگاه نفت که در این شهر تأسیس شده، می تواند محلی برای رفت و آمدهای تجاری و اقتصادی باشد.

« خرمشهر » یا « محمره » در آغاز نام باستانی « پیان » را به خود داشته که بعدها به « بیان » تبدیل شده است . این نام پس از مهاجرت اعراب به خوزستان به محمره تبدیل گردید و وجه تسمیه آن از آنجا ناشی می شود که برنج سرخ درآن محل کشت و زرع می شده و موقعیتی سوق الجیشی و اقتصادی به محمره تبدیل گردید و وجه تسمیه آن از آنجا ناشی می شود که برنج سرخ در آن محل کشت و زرع می شده و موقعیتی سوق الجیشی و اقتصادی به لحاظ ارتباطات آبی در منطقه داشته است. رودخانه کارون در همین محل به اروند پیوند می خورد و این منطقه را از طریق خلیج فارس و دریای عمان به آبراههای بین المللی مرتبط می سازد.

شهرستان « شادگان » در جنوب خوزستان به آبادان منتهی می شود و به وسیله رودخانه جراحی که ترکیبی از دو رود « مارون » و « علاء » است و از کوهستانهای « منگشت » سرچشمه گرفته ، کشاورزی دشت شادگان را مشروب می سازد. نام قدیم شادگان ، « دراک » بوده که از ترکیب دو کلمه « دارا » و « ارک » ساخته شده و به معنی « ارک دارا » است که معرب آن ، کلمه « دورق » است. ابودلف جهانگرد عرب در قرن چهارم هجری از ساختمانها و آتشکده هایی که به دست قباد بن دارا پادشاه ساسانی، در شادگان ساخته شده، یاد می کند و « ابن حوقل » و « اصطخری » و « یاقوت حموی » به پرده دیبا و بافته های زیبای آن شهر و همچنین وجود آبهای گرم و گوگردی در آن منطقه اشاره دارد.

از دیگر شهرهای جنوبی و کناره ای این استان می توان به ماهشهر یا « بندر معشور » اشاره کرد که شهری آباد بوده و در کنار دریا بازار و مسجدی نیکو داشته است.ماهشهر هم اکنون بیشتر جنبه صنعتی به خود گرفته و تأسیسات عظیم و مهم پتروشیمی ، و شیمیایی و گاز، این ناحیه را به قطبی صنعتی در کنار دریا با برخورداری از آبراههای مناسب تبدیل نموده است که مقداری از نفت ایران از این ناحیه به کشورهای خارجی صادر می شود.

« سوسنگرد » و « دشت آزادگان » با زمینهای حاصلخیز خود، یکی از بهترین دشتهایی است که قابلیت های ویژه ای را برای کشاورزی بخصوص سبزیجات و گیاهان و حبوبات داراست . سابقه کشاورزی سوسنگرد به دورانهای باستان می رسد و مورخین آبیاری آنجا را منسوب به « لیترانا » می دانند که گویا از فرزندان گودرز بوده است، همچنین در این منطقه پارچه ای با نام « سوزن گرد » بافته می شده که نام این دیار از آن گرفته شده است.

دسترسی سریع